فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى
154
مهمان نامه بخارا ( تاريخ پادشاهى محمد شيبانى ) ( فارسى )
خاصّه بر اردويهء برندق خان كه از پنجاه هزار سوار شايد عدد مردان كارى ايشان افزون بوده باشد تاخت آورديم و از طرف منازل ايشان در اوساط عيال و اموالشان در آمده از وظايف تالان و غارت و مراسم قتل و اغارت دقيقهء فرو گذاشت ننموديم و اصلا درسعت مكنت و شجاعت ايشان نبود كه يك آفريده از آن مردم بيرون آيند و باب مقارعه و جدال و مصارعه و قتال بر گشايند و بردّ غارت والجهء خود رو سفيدى جويند و سواد مداد عار را بزلال تيغ آبدار از بياض صفحهء احوال خويش بشويند و ما غانم و سالم و قاتل و سالب و فايق و غالب از آن عرصه باز گشتيم و امثال اين واقعات در ميان ايشان بسيار شده . از جمله آنكه قبل از فتح ماوراء النهر چون ممالك و قلاع تركستان مفتوح شد و رقم ايالت قلعهء اترار بر حضرت سلطنت پناهى محمد تيمور سلطان كشيدند و آن حضرت با وجود آنكه در آن زمان در كمال صغر سن بودند در قلعهء اترار ساكن شده باب مباراة و مجادله با خانان و سلطانان دشت بر گشودند [ 67 ر ] و برندق خان با سلطانان و زيادت از سى هزار سوار آن قلعه را بر حضرت محمد تيمور سلطان حصار دادند و آغاز منافره و مباراة و مقابله و معادات نهادند حضرت سلطان عاليمكان به حكم « و الشبل فى المخبر مثل الاسد » با وجود ايّام صغر اصلا در مقام تزلزل و اضطراب در نيامدند و برسوم قلعه دارى حصار را استوار ساختند و طنطنهء نوبت سلطنت خود را در گوش هوش خانان دشت انداختند و آخر برندق خان چون از فتح آن حصار استوار نااميد شد و مدت محاصره مديد گشت جز ضعف و خوارى در لشكر او چيزى ظاهر نمىشد و كسى بر اهل قلعه به هيچ [ روى ] قاهر و قادر نميگشت ، هر آينه عرصهء جدال را بقايم ريخته و اسب معارضه را از آن فرزين بند برانگيخته رخ بسوى دشت آورد و پياده از آن خانه برخاست و فى الحقيقه در بازى جنگ مات و دنگ برآمد . وصف استيصال پادشاهان ماوراء النهر و بعد از آنكه بلاد ماوراء النهر مسخر شد و اطراف و اكناف آن ممالك